Biography
Morteza Keyvan 1921 - 1954
Born in Isfahan
Read full biography ↓
communism,poem.journalist,socialism,Writer
مرتضی کیوان قزوینی (زاده ۱۳۰۰ خورشیدی اصفهان - درگذشته ۲۷ مهر ۱۳۳۳) شاعر، منتقد هنری، روزنامهنگار و فعال
سیاسی عضو حزب توده ایران بود. مرتضی کیوان در روزهای پس از کودتای ۲۸ مرداد، درحالی که سه تن از نظامیان فراری سازمان .
نظامی حزب توده را در خانه خود پنهان کردهبود، دستگیرو به جرم «خیانت»، در ۲۷ مهر ۱۳۳۳، در زندان قصر تیرباران شد.
زندگینامه[ویرایش]
وی اولین ویراستار ایرانی و پایهگذار انجمن ادبی شمع سوخته بودهاست. وی همچنین کارمند و بعدها در دوران وزارت دکتر فاطمی معاون وزیر در وزارت راه دولت مصدق بود.
وی به ادبیات روسیه تسلط داشت و نوشتارهای زیادی درباره آن نوشت. مدیریت داخلی مجله «بانو»، دبیری مجله جهان نو و عضویت در هیات تحریریه مجله کبوتر صلح در دهه ۱۳۲۰ و آغاز دهه ۱۳۳۰ از عمده مسئولیتهای فرهنگی و روزنامهنگاری او بود.
مرتضی کیوان از سال ۱۳۲۴ به عضویت حزب توده در آمد و در کنار فعالیت سیاسی در حزب، سردبیری مجلات و روزنامههای مختلفی را بر عهده داشت. او تسلط زیادی بر روی ادبیات مدرن چپ دنیا داشت. وی حلقه اتصال بسیاری از شاعران و نویسندگان نظیر احمد شاملو، سیاوش کسرایی، مصطفی فرزانه، هوشنگ ابتهاج، نجف دریابندری و... بودهاست. شاملو، نیما یوشیج، کسرایی، سایه و احسان طبری در سوگ او شعرهایی سرودهاند.
در ۲۷ خرداد سال ۱۳۳۳ و در سن ۳۳ سالگی با پوران سلطانی که زاده همدان است ازدواج کرد.
بعد از کودتای ۲۸ مرداد در روز ۳ شهریور ۱۳۳۳ مرتضی کیوان به همراه چند افسر فراری ارتش که به خانه وی پناهده شدبودند توسط کودتاچیان دستگیر شد. وی در هنگام بازداشت دوران سربازی خود را در نیروی دریائی شاهنشاهی میگذراند. در سحرگاه روز ۲۷ مهر ۱۳۳۳ تیرباران شد. وی تنها غیر نظامی بود که اعدام شد.
به گفته دختر سیاوش کسرائی، پدرش علاقه زیادی به مرتضی کیوان داشت و هرگاه اسم مرتضی کیوان که میآمد، اشک در چشم
پدرش (سیاوش کسرایی) جمع میشد
مرتضی کیوان در 33 سالگی و زمانیکه تنها 2 ماه از ازدواجش با پوران سلطانی، همسر محبوبش، می گذشت، تیرباران گردید.
تیرباران وشهادت جانسوز مرتضی کیوان بهمراه یارانش، خشم و احساسات مردم ایران را برانگیخت. بسیاری از شاعران، هنرمندان و آزادیخواهان در باره او و این جنایت سرودند و نوشتند.
شاعر نامدار ایران، ه- ا سایه در همان روز اعدامش رباعی زیر را برای او سرود:
"ای آتش افسرده افروختنی!
ای گنج هدر رفته اندوختنی!
ما عشق و وفا را زتو آموخته ایم
ای زندگی و مرگ تو آموختنی!"
احمد شاملو دوست دیگر کیوان در باره او چنین می گوید: "مرتضی برای من واقعا یک انسان نمونه بود. یک انسان فوق العاده. ... من هیچوقت نتوانستم دردش را فراموش کنم. هیچوقت. ... هر دردی برای آدمیزاد کهنه میشود. مرگ مادر، مرگ پدر. ولی هیچوقت غم او برایم کهنه نشده است. همیشه مثل این است که حادثه همین امروز اتفاق افتاده است."
شاملو به یاد کیوان و برای او شعر زیبای "از عموهایت" را سرود:
"نه بخاطر آفتاب
نه بخاطر حماسه
به خاطر سایه بام کوچکش
به خاطر ترانه ای کوچک تر از دست های تو
نه بخاطر دریا
به خاطر یک برگ
به خاطر یک قطره
روشن تر از چشمهای تو
نه بخاطر دیوارها
بخاطر یک چپر
نه بخاطر همه انسانها
بخاطر نوزاد دشمنش شاید
نه بخاطر دنیا
به خاطر خانه تو
به خاطر یقین کوچکت
که انسان دنیائیست
بخاطر آرزوی یک لحظه من که پیش تو باشم
بخاطر دستهای کوچکت در دستهای بزرگ من
و لبهای بزرگ من بر گونه های بی گناه تو
بخاطر پرستوئی در باد، هنگامی که تو هلهله میکنی
بخاطر شبنمی بر برگ
هنگامی که تو خفته ای
بخاطر یک لبخند
هنگامی که مرا در کنار خود ببینی
بخاطر یک سرود
بخاطر یک قصه در سردترین شبها،
تاریکترین شبها
بخاطر عروسکهای تو
نه بخاطر انسانهای بزرگ
بخاطر سنگ فرشی که مرا به تو می رساند
نه بخاطر شاهراه های دوردست
بخاطر ناودان، هنگامی که می بارد
بخاطر کندوها و زنبورهای کوچک
بخاطر جار بلند ابر در آسمان بزرگ
بخاطر تو
بخاطر هر چیز کوچک و هر چیز پاک به خاک افتادند
به یاد آر
عموهایت را می گویم،
از مرتضی سخن می گویم."
منابع دادههای جدول از: کتاب مرتضی کیوان، به کوشش شاهرخ مسکوب، تهران: نشر کتاب نادر، چاپ دوم، ۱۳۸۲
Biography text from Last.fm, available under CC BY-SA.